تبليغاتX
sevina

sevina

من و تنهایی و هیچ

تقدیم به نی نی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 فروردین1388ساعت 13:24  توسط sevin  | 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 فروردین1388ساعت 11:19  توسط sevin  | 

سخنی از بزرگان

 

       بدنیا آمده ام که انسان باشم. همین! نه فرشته و نه حیوان... یک انسان با همه نقص ها و قدرتهایش

      آدمي ساخته ي افكار خويش است فردا همان خواهد شد كه امروز مي انديشيده است  موريس مترلينگ

   اراده از آن مرد کور نیرومندی است که بر دوش خود مرد شل بینایی را می برد تا او را رهبری کند. شوپنهاور

   به ياد داشته باش، دست نيافتن به آنچه مي خواهي، گاهي از اقبال بيدار تو سرچشمه مي گيرد

کسی که می ترسد شکست بخورد حتما شکست خواهد خورد.ناپلئون بناپارت

 به ياد داشته باش، خاموشي گاهي بهترين پاسخ است

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 فروردین1388ساعت 8:41  توسط sevin  | 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 اسفند1387ساعت 14:59  توسط sevin  | 

...خداوندا

 

خدایا کفر نمی‌گویم،
پریشانم،
چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!
مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.
خداوندا!
اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای ‌تکه نانی
‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌
و شب آهسته و خسته
تهی‌ دست و زبان بسته
باز آیی به سویخانه
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟
خداوندا!
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی
لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف‌تر
عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌
و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر می‌گویی
نمی‌گویی؟
خداوندا
اگر روزی‌ بشر گردی‌
ز حال بندگانت با خبر گردی‌
پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت
خداوندا تو مسئولی.
خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن
در این دنیا چه دشوار است،
چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت 9:21  توسط sevin  | 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 اسفند1387ساعت 9:46  توسط sevin  | 

تنها باش و وسیع....سر بزیر و سخت

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 اسفند1387ساعت 9:22  توسط sevin  | 

خسته ام

 

 

 

 

کاش هرگز در محبت شک نبود

 

تک سوار مهربانی تک نبود

 

کاش بر لوحی که بر جان دل است

 

واژه ی تلخ خیانت هک نبود

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 اسفند1387ساعت 9:4  توسط sevin  | 

جدائی

True love never dies for it is lust that fades away

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت 9:5  توسط sevin  | 

کودکی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 بهمن1387ساعت 14:46  توسط sevin  | 

اشتباه نکنیدا...اینا محرمند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 بهمن1387ساعت 14:55  توسط sevin  | 

گل و خار

 

غنچه از خواب پرید

و گلی تازه بدنیا آمد

خار خندید

وبه گل گفت سلام

و جوابی نشنید

خار رنجید ولی هیچ نگفت

ساعتی چند گذشت

گل چه زیبا شده بود

دست بی رحمی آمد نزدیک

لیک آن خار در آن دست خلید

و گل از مرگ رهید

صبح فردا که رسید

خار با شبنمی از خواب پرید

گل صمیمانه به او گفت

......سلام

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 دی1387ساعت 9:58  توسط sevin  | 

از طرف یه دوست

 

نشانی از تو ندارم اما

:نشانی ام را برایت مینویسم

در عصرهای انتظار

به حوالی بی کسی قدم بگذار

خیابان غربت را پیدا کن

و وارد کوچه پس کوچه تنهایی ام شو

کلبه غریبیم را پیدا کن

کنار بید مجنون خزان زده

وکنار مرداب آرزوهای رنگی ام

در کلبه را باز کن

و به سراغ بغض خیس پنجره برو

حریر غمش را کنار بزن

........مرا میابی

+ نوشته شده در  شنبه 21 دی1387ساعت 8:21  توسط sevin  | 

ارزونی

                  

چه کسی می گوید

 که گرانی اینجاست

 دوره ی ارزانی است

  چه شرافت ارزان

  تن عریان ارزان 

 ودروغ از همه چیز ارزانتر

 آبرو قیمت یک تکه ی نان

       وچه تخفیف بزرگی خورده است

      !قیمت هر انسان

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 10 دی1387ساعت 13:46  توسط sevin  | 

از طرف یه نامهربون

  

دستانم بوی گل میداد

مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند

ولی هیچ کس فکر نکرد

 که شاید من گلی کاشته بودم

(ارنست چه گوارا)

+ نوشته شده در  شنبه 7 دی1387ساعت 13:8  توسط sevin  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 دی1387ساعت 12:40  توسط sevin  |